سخنان کوتاه و پرمعنا
سخنان کوتاه و پرمعنا

سخنان کوتاه و پرمعنا

فلسفی

چرا بزرگترین فیلسوف جهان در شهر کرج مرکز استان البرز زندگی می کند ؟

حکیم ارد بزرگ ،ارد بزرگ ،حکیم اُرُد بزرگ ، hakim orod bozorg , hekmat orodism , bozorg shirvan

حکیم ارد بزرگ چهارمین حکیم تاریخ ایران و بزرگترین فیلسوف حال حاضر در شهر کرج زندگی می کند . پرسشی که ذهن مرا همیشه درگیر خود نموده اینکه چرا حکیم بزرگ پایتخت ایران را برای اقامت انتخاب ننموده است ؟ و اگر آلودگی هوا را بهانه کنیم باز هم کلان شهر کرج خودش اوضاع بهتری از تهران ندارد ! و اگر اینطور بود باز هم می شد شهر های بسیار خوش آب و هوا تری در شمال و یا همین نزدیکی های تهران پیدا نمود !

حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان ، بزرگترین متفکر ایران ، بزرگترین اندیشمند ایران ، مجتبی شرکاء ، بزرگترین فیلسوف ایران ، great orod , hakim orod bozorg , bozorg shirvan

با توجه به اینکه حکیم اجدادش در شهر شیروان و یا شیراز بوده اند خودشان در شهر مشهد بدنیا آمده اند اما با این اوصاف همه این شهر های زیبا را رها نموده و در شهر کرج زندگی می کنند !!؟ . می دانیم که برای دیدار حکیم ارد بزرگ بسیاری از شهر های دور و نزدیک به شهر کرج می روند و این موضوع باعث شده نگاه همگان که قبلا کرج را تنها شهر قوی ترین مردان ایران می دانستند (به خاطر وجود مرحوم روح الله داداشی و غیره) امروز به نگاهی عمیق تر برسند و آن ((شهر بزرگترین فیلسوف جهان)) است که بی شک همه شهر های ایران بدنبال چنین افتخار بزرگی هستند . 2 سال پیش بود که شنیدیم حکیم ارد بزرگ دعوت  مقامات شهر دبی برای سفر همیشگی به آن شهر را رد نموده اند .

حالا این سئوال همچنان در ذهنم هست که حکیم چرا شهر کرج را برای زندگی انتخاب کرده اند . با خواندن ادامه این مطلب پاسخ این پرسش را خواهید یافت :


شیروان ، مشاهیر شیروان ، فرهیختگان شیروان ، حکیم ارد بزرگ ، دکتر عبدالرضا عزیزی ، عباسعلی صفایی ، منوچهر نبی زاده  ،


حکیم ارد بزرگ ، great orod , shirvan , وجه الله خدمتگزار - استاندار خراسان جنوبی ، مجتبی شرکا ، شهرداران اسبق شیروان ، دکتر عبدالرضا عزیزی- نماینده مردم شریف شیروان در خانه ملت وحجت الاسلام کوثری- امام جمعه و صفایی- فرماندار شهرستان شیروان- جعفر بورنگ- شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر شیروان ، ارد بزرگ ، مجتبی شرکاء ، منوچهر نبی زاده ، شهر شیروان

 

حکیم ارد بزرگ در حال حاضر زنده است و در شهر کرج مرکز استان البرز ایران در انزوا و فقر زندگی می کند ، با این وجود بسیاری از علاقمندان به اندیشه های او ، برای دیدارش از سرتاسر ایران به این شهر می روند تا او را از نزدیک ببینند . تنها یکبار حکیم پذیرفت تا در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند (تیرماه 1392 - شبکه جهانی جام جم) . کسانی که او را از نزدیک دیده اند می گویند : حکیم انسانی ساده زیست ، فوق العاده دانا ، آرام و کم حرف است ، برعکس تصور همگانی ، زندگی بسیار ساده دارد او در  یک آپارتمان 40 متری محقر و کوچک به همراه دخترش غزاله ، در شهر کرج (یک محله کارگر نشین) زندگی می کند بیشتر فضای آپارتمان حکیم را کتاب فرا گرفته ، هنگام گفتگو ، بیشتر شنونده است . کسانی که از دیدار حکیم برگشته اند می گویند فکر می کردیم نسل واقعی بزرگان علم و معرفت ایران منقرض شده اما با دیدن حکیم ارد بزرگ فهمیدیم چقدر در خطا بوده ایم و عجیب آنکه چهارمین حکیم تاریخ ایران و بزرگترین فیلسوف معاصر با وجود شهرت جهانی در چه شرایط اسفناک اقتصادی زندگی می کنند گویا همچنان آنچه بر حکیم فردوسی و خیام و بزرگمهر رفته است بر چهارمین حکیم تاریخ ایران هم می رود .  



عمر مردم ترسو ، شراب بزم هیولاهاست . حکیم ارد بزرگ خراسانی



دودمانی که بزرگانش خوار شده اند، پیکره بی جانیست که خوراک پلیدان می شود. حکیم ارد بزرگ خراسانی


هیجانات همیشه شادی برانگیز هستند، اما هیچ شادیی نیست که بدون هیجان باشد. آلان چارمر


آخرین بار که به عشق و شور زندگی نهفته در وجود خود اجازه دادید تا بیرون آید و کمی بازیگوشی کند کی بود؟ آخرین باری که از بازی با بچه هایتان به همان اندازه ی آنها لذت بردید، کی بود؟ آخرین باری که از زنده بودن خود به هیجان آمدید کی بود؟ نگران نباشید دیگران درباره شما چه فکر می کنند. به این فکر نکنید که آن چه را دوست دارید انجام بدهید چقدر عملی، مفید، یا موثر است. مضحک باشید، عاشق باشید، با شور و حال زندگی کنید. خودتان باشید. باربارا دی آنجلیس


آزاده، آدم گوشه نشین و رها از غم دیگران نیست، او زندگی اش را به همگان ارزانی داشته، و برای سرفرازی میهن کوشش می کند. حکیم ارد بزرگ خراسانی


از گناه تنفر داشته باش نه از گناهکار. مهاتما گاندی


وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد، فقط به سادگی بگو«همه اش تقصیر من بود. جکسون براون


آدم کوچک، بیش از حق خود می خواهد. حکیم ارد بزرگ خراسانی


اگر به مهمانی گرگ می روید، سگ خود را به همراه ببرید. یوهان ولفگانگ فون گوته

 
علت هر شکستی،عمل کردن بدون فکر است. الکسمکنزی
 

چه غم انگیز و رنج آور خواهد بود، هنگامی که یک شیر وادار شود بسان یک گوسفند رفتار کند. حکیم ارد بزرگ خراسانی


من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمیدانم. سقراط

 
انقلاب ستمدیدگان را آزاد نمی کند تنها استثمارگران را عوض می کند. برنارد شاو


دشمن، ابزار نابود ساختن آدمی را، در درون سرای او جست و جو می کند. حکیم ارد بزرگ خراسانی


جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است. سایمن استرانسکی

 
جایی که راه نیست خداوند راه می گشاید. اسکاول شین


گردن کشان، خیلی زود، برده آدمهای بد کردار می گردند. حکیم ارد بزرگ خراسانی


تمام موفقیت های عظیم بر پایه شکیت بنا شده اند. اسکاول شین


حقیقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو کن. ولتر

 
نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی. هیلزهام


پشتیبانی از حقوق دیگران، پشتیبانی از حقوق خود ماست. حکیم ارد بزرگ خراسانی


هر قدر به طبیعت نزدیک شوی، زندگانی شایسته تری را پیدا میکنی. نیما یوشیج

تاملی بر سخن رییس جمهوری در تاجیکستان


شهروند افتخاری ایران؛ از تعارف تا واقعیت
شهروند افتخاری دانستن غیر ایرانیان پارسی گو، باید از حد تعارف و مجامله فراتر رود و به شیوه ای که مصالح ملی هم در آن لحاظ شده باشد عملیاتی شود.
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- «هر کس که به زبان فارسی سخن بگوید و زبان حافظ و سعدی و رودکی و فردوسی و مولوی را بفهمد شهروند افتخاری ایران محسوب می‌شود.»

 این سخن را حسن روحانی رییس جمهوری ایران چهارشنبه 19 شهریور 1393 در جمع استادان و دانشجویان مرکز آکادمی تاجیکستان بر زبان آورد و در عین حال تصریح کرد:«هرآشنای زبان فارسی، ایرانی است؛ هرچند هر ایرانی، فارسی‌زبان نیست و در جهان فرهنگ و تمدن ایرانی، زبان‌های گوناگونی از آذری و ترکی و کردی وجود دارد.»

می توانیم این سخن دکتر روحانی را تعارف آمیز و تحت تاثیر فضای خاص فرهنگی و سخن گفتن حاضران به زبان فارسی و درخشش شعری از رودکی که در محل نصب شده بود، بدانیم و بر آن تامل نکنیم و بگذریم اما از آنجا که آنچه رییس جمهوری یک کشور بیان می کند موضع رسمی تلقی می شود و از تعارف فراتر می رود یا باید فراتر برود درنگ در آن و اشاره به تبعات و الزامات و اقتضائات آن اگر نه ضرورت که مناسبت دارد.

در این که همه ایرانیان فارسی زبان نیستند و زبان های گوناگون دیگری چون ترکی و کردی وجود دارد تردیدی نیست اما موضوع این گفتار، دیگر است. این است که رییس جمهوری هر فارسی زبان را «شهروند افتخاری ایران» خوانده است.

به این اعتبار می توان پرسید آیا با این توصیف از میزان سخت گیری ها در صدور روادید برای پارسی زبانان پاکستانی، افغان، تاجیک و دیگر سرزمین ها و نوع مواجهه با آنها در کشور کاسته خواهد شد؟
چگونه می توان کسی را شهروند – ولو افتخاری – دانست اما از او روادید خواست یا در صدور ویزا برای او بیش از حد سخت گیری کرد؟

شهروند افتخاری دانستن غیر ایرانیان پارسی گو، باید از حد تعارف و مجامله فراتر رود و به شیوه ای که مصالح ملی هم در آن لحاظ شده باشد عملیاتی شود. چرا که در غیر این صورت سخنی از سر مجامله و متناسب با فضای همان مراسم تلقی خواهد شد و در سفرهای بعدی تکرار آن امکان پذیر نخواهد بود.

چند سال پیش در سفر به هرات افغانستان از زبان فعالان فرهنگی بارها شنیدم که از سه موضوع سخت گله مندند:

نخست همین سخت گیری در صدور ویزای سفر به ایران بود. به گونه ای که یکی از شخصیت های آنان می گفت این سخت گیری ها حتی به نسبت پاره ای کشورهای اروپایی هم بیشتر است.

دیگر این که پس از دریافت روادید و حتی انجام سفر قانونی از نگاه پاره ای مامورین مرزی، افغان،افغان است و به همه به چشم پناهجو نگاه می شود و انگار نه انگار که به قصد سفر یا ایرانگردی آمده اند و مدعی بودند به ما که به صورت کاملا قانونی قصد ورود به کشور شما را داریم به همان چشم می نگرند که به افرادی که با عنوان مهاجر غیر قانونی مواخذه می شدند.

سومی هم به فرهنگ ایرانیان در مواجهه با گردشگران خارجی مربوط است که هر چه شخص موبورتر و چشم آبی تر و غیر پارسی گوتر باشد عزیز تر است و چنانچه پارسی گو باشد و از تاجیکستان و افغانستان و پاکستان آمده باشد به جای این که پارسی گویی او به موضوعی اشتراک افزا بدل شود نوع گویش او دستمایه مقایسه و گاهی استهزا قرار می گیرد!

سال ها پیش از دکتر احسان نراقی که به دریافت نشان «لژیون دونور» فرانسه نایل آمده بود پرسیدم این نشان ما به ازای مادی دارد یا محدود به ارزش معنوی است؟ پاسخ داد: در سفر به فرانسه وقتی این نشان را بر روی کت خود الصاق می کنم از میهماندار هواپیما تا تاکسی فرودگاه و پرستار بیمارستان می دانند که باید با دارنده آن رفتار احترام آمیزی داشته باشند و چنانچه مشکلی پیش بیاید پلیس و دیگر نهادها رسیدگی فوق العاده ای انجام می دهند. به بیان دیگر یک نشان در حد نمادین باقی نمی ماند و ترجمه و تکثیر می شود.

اکنون نیز اگر از عنوان شهروند افتخاری استفاده می کنیم قاعدتا به این معنی است که باید رفتاری مشابه شهروندان خودمان با دارنده آن داشته باشیم یا ساز و کاری اندیشیده شود که در میانه شهروند ایران اعم از پارسی زبان یا غیر پارسی زبان با شهروند غیر ایرانی غیر پارسی گو قرار گیرد.

شهروند افتخاری ایران؛ از تعارف تا واقعیت

شاید شبیه برخی کشورهای عربی که فارغ از ملیت بر پایه عرب زبان و غیر عرب زبان تقسیم می کنند و از همان فرودگاه شخص عرب زبان احساس نمی کند به کشوری دیگر سفر کرده است.

جان کلام همان است که از زبان رودکی گفته شده و بالای سر روحانی در محل سخنرانی نصب شد و رییس جمهوری ایران را نیز سر ذوق آورد: «هیچ شادی نیست اندر این جهان – برتر از دیدار روی دوستان» . پارسی زبانان، دوستان مایند ولو ایرانی نباشند و نیازبه توضیح ندارد که این سخن به معنی آن نیست که ایرانی بودن در گرو پارسی زبان بودن است همان گونه که پارسی گو بودن مشروط به زیست در جغرافیای کنونی سرزمین ایران نیست و ایرانِ فرهنگی بسا بزرگ تر از ایران جغرافیایی است.